كاغذي نخستين اظهار اين مطلب [ در آثار فارسي] است.1 ولي رشيدالدين در آن تنها به چشم ابزاري براي حفظ اصالت و يكپارچگي اسناد تاريخي مينگريست، نه راهي براي انتشار آنها.
خيلي عجيب است، كه در سال 1294م / 694 ه. ق برخي چاپهاي باسمهاي در تبريز
صورت گرفت. ماركوپولو و رشيدالدين هر دو بايد از آن خبر ميداشتند. اين مربوط
به انتشار پول كاغذي با نوشتهاي چاپي به دو زبان چيني و فارسي بود. خط چيني
نشان ميدهد كه اين تقليدي از چاپ پول كاغذي به فرمان قوبيلاي بوده است، ولي
اين پول كاغذي بهعلت مخالفت شديد مردم فوراً برچيده شد. بهعلت چاپ آن پولهاي
كاغذي، تبريز نخستين شهر اسلامي است كه در آن چاپ باسمهاي، هرچند به مدتي
كوتاه، بهوجود آمد.2
در مورد بديع بودن اظهارات رشيدالدين در مقابل همكارش تبريزي و معاصرش بناكتي، بهويژه در مورد چاپ، يادداشت مربوط به بناكتي را ببينيد.
4. رشيدالدين طبيب، فعاليتهاي پزشكي او. رشيدالدين پزشكي كاركشته بود كه در دربار ايلخان كار ميكرد. احتمال دارد وقتي به وزارت رسيده، كار طبابتش متوقف شده يا كاهش چشمگيري يافته باشد. ولي برخي نامههايش نشان ميدهد كه به سازماندهي بيمارستانها سخت توجه داشت (از جمله در تبريز، شيراز و همدان). براي بهدست آوردن اقسام داروها و روغنهاي معطر براي بيمارستانهايي كه تأسيس كرده بود كوشش زيادي كرد. اين داروها نه تنها از نقاط مختلف ايران، بلكه از مناطق دوردستي چون عراق، آسياي صغير، شام، هند و حتي چين فراهم ميشد. نامههاي ديگري نشان ميدهد كه علاوه بر شرق، به جلب فضلاي شمال آفريقا و اندلس پرداخته است. لكلرك (2، 134) رسالهاي در فوايد و مضار اقسام خوراك و پوشاك را به رشيدالدين نسبت ميدهد كه آن را براي ارغون خان (ايلخان 1284 ـ 1291م) نوشته است.
يكي از عجيبترين نوشتههايي كه در مجموعه آثار رشيدالدين (جامع تصانيف رشيدي) بايد بدان پرداخت، دايرةالمعارفي درباب طبابت و حكومت در چين، در 4 مجلد است. رشيدالدين اهميت طب چيني را دريافت ــ كه تا آن زمان در ايران مجهول بود و جمعي از مترجمان و كاتبان را براي تهيهٴ مجموعهاي از آنها به فارسي، عربي و چيني بهكار گماشت. آن چهار جلد بهترتيب مربوط است به: 1) طب چين، اصول و اعمال آن؛ 2) ادويهٴ مفردهٴ چيني؛ 3) ادويهٴ مفردهٴ مغولي؛
4) اصول و روش حكومت مغول. نسخهاي از ترجمهٴ فارسي مجلد اول را اخيراً (1939) دكتر سهيل انور در كتابخانهٴ اياصوفيه، در استانبول كشف كرد، تحت عنوان
تنكسوقنامهٴ ايلخاني در